محمود كتبى
125
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
ذكر آمدن سلطان بايزيد به كرمان چون سلطان احمد به كرمان رسيد ، جمعى از ملازمان حضرت جهانگشاى جهت مال امانى مصاحب بودند . سلطان بايزيد عازم بلاد هند بود . چون خبر به دو رسيد كه مملكت را بدين طايفه منقسم گردانيدهاند معاودت نمود و به گرمسير كرمان نزول كرد . هزارهء اوغانى به دو ملحق شدند . خبر به كرمان رسيد . اين قضيه بر خاطر سلطان احمد عظيم نمود . چه مملكت خراب و لشكر از همديگر ريخته ، بعضى متفرق شده و بعضى به سلطان بايزيد پيوسته ، فايدهاى نبود ، متوكلا على اللّه با آنقدر لشكر كه در شهر بودند متوجه گرمسير شد تا فريقين را با يكديگر ملاقات افتاد . حربى عظيم خاست . دليران هردو لشكر داد مردى بدادند و به عون و عنايت الهى باد فتح بوزيد و لشكر كرمان مظفر شدند . سلطان بايزيد با جمعى مفسدان كه او را به اين عمل واداشته بودند گرفتار آمدند و سلطان احمد برادر را تربيت كرد و قلم عفو بر جرائم او كشيد . مفتنان را مقتول گردانيد و سرهاى ايشان با فتحنامه به كرمان فرستاد و به اتفاق برادر متوجه شهر شد و چند روزى به عشرت مشغول گشت . بعد از آن عزيمت سيرجان كردند و يك ماه در آن ولايت به شكار مشغول شدند و سلطان بايزيد را جهت اموال هرموز بهطرف منوجان روانه كرد و خود به دار الملك آمد . سلطان بايزيد به منوجان رفت . اهل آنجا در قلعه متحصن شدند و چند نوبت محاربه اتفاق افتاد تا اهل قلعه به عجز پيش آمدند و وجهى تمام جهت لشكر تقبل نمودند و سلطان بايزيد مراجعت به كرمان كرد .